فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٥ - اشكال اول اجتماع جوهر يا عرض
بگوئيم مقولات منحصرند بجوهر و عرض و تمام حقائق جوهريه از قبيل نفس و
عقل و هيولى و صورت و جسم در تحت جنس جوهر مندرج بوده و خود جنس
مستقلّى نيستند كما اينكه تمام اعراض تسع يك جنس عالى داشته و آن عرض
است و البتّه براى اينقول صاحب معروف و مشهورى نيست لكن اگر آنرا قبول
كرديم چه بسا جوهر با عرض جمع شده و از اين مشكلتر تمام اعراض تسع در
تحت مقوله كيف مندرج مىشوند.
اشكال اوّل اجتماع جوهر يا عرض
لزوم اين اشكال منوط است بتسليم سه امر:
١- مقولات منحصر بدو باشد: جوهر و عرض.
٢- طبق ادلّه وجود ذهنى ذاتيّات را در انحاء وجودات محفوظ بدانيم و
معناى حفاظت ذاتيّات اينست كه ماهيّت بجميع اجزائش در ذهن موجود باشد و
در غير اينصورت نمىتوان وجودش را در ذهن تصديق نمود.
٣- قيام موجودات ذهنى در ذهن قيام حلولى باشد نه صدورى و
بعبارت ديگر موجودات ذهنى مظروف و ذهن ظرف آنها باشد.
و بعد از تسليم اين سه امر البتّه اشكال فوق حتمى و لازم است زيرا
مقتضاى مقدّمه دوّم اينستكه جوهر در ذهن هم كه باشد بايد جوهر باشد نه غير آن
و معناى جوهر اينست كه در چيزى حلول نمىكند فلذا در تعريفش گفتهاند:
الجوهر إذ وجد وجد لا فى الموضوع.
و فرض اينستكه طبق مقدّمه سوّم تمام موجودات ذهنى قيامشان در ذهن
حلولى است و معناى حلول اينستكه حالّ در محلّ مستغنى از آن حلول كند و اين
معنا با عرض منطبق مىشود چه آنكه در تعريفش گفتهاند:
العرض إذا وجد وجد فى الموضوع.